post

تأملی برزندگی و آثار علمی و ادبی آیت الله سید محمد علوی بروجردی

محقق : علی رضا صحیحی ( استاد حوزه و دانشگاه)

 

چکیده:

آیت­ الله سید محمد علوی بروجردی فرزند سید ابراهیم و مشهور به آسید محمد باغ از فقیهان و شاعران کاشان در قرن چهاردهم هجری است. حیات او مصادف با ایام خفقان رضا شاهی و مبارزه­ی او با دین و علمای دین بود. وی با شاگردی نزد استادانی به نام همچون حاج ملا محمد نراقی کاشانی، ملاحبیب الله شریف کاشانی و سید جمال الدین اسدآبادی به درجه رفیع اجتهاد نائل شد. وی در فقه و اصول، علوم ریاضی، علوم غریبه و ادبیات عربی و سرایش شعر به هردو زبان فارسی و عربی تبحری خاص داشته و آثاری در خور از خود به یادگار گذاشته است. مراثی عاشورایی وی نظیر ندارد؛ او مصائب کربلا را با زبان شیرین شعر به تصویر کشیده و از این طریق به سوز و گداز واقعه افزوده است و از این روی می­توانیم او را زوج مکمل محتشم کاشانی بدانیم.

نگارنده در این مقاله به معرفی شخصیت علمی و ادبی او پرداخته است.

 

کلید واژه­ها:

محمد علوی بروجردی، فقه و اصول، شعر عاشورایی

 

 

 

 

 

مقدمه:

در همیشه­ی تاریخ، هنر با همه­ی مصادیقش اعم از معماری، موسیقی، نقاشی، شعر و … تجلی­گاه و آیینه­ی تمام­نمای تجربیات، نوآوری­ها، عقاید و اندیشه­ها، آداب و رسوم و حتی رویدادهای تاریخی در شرق و غرب بوده است.

منطقه­ی کاشان نیز به عنوان یک خاستگاه تمدنی کهن و فرهنگ­ساز، با قدمتی چند هزار ساله، پیشتازی خود را در عرصه­های مختلف فرهنگی و اقتصادی، از دیرباز تا کنون به اثبات رسانده است و دارای منابع انسانی و آثار هنری و علمی بسیار ارزشمند است. از آنجا که شاعران هر دوره، نقش مهمی در تثبیت، ترویج، تقویت و بازنمایی مفاهیم تاریخی و اجتماعی و معارف دینی و اخلاقی و انسانی داشته­اند، فرهنگ ملل، وامدار همت و ذوق آنان بوده و تحلیل گفته­ها و سروده­های آنها می­تواند در شناخت بهتر آداب و رسوم، باورها و ارزش­های مردم و جوامع کمک شایانی بکند.

شاعران بنام یا گمنام کاشانی – که شمار زیادی از آنان در زمره­ی عالمان دین هستند – توانسته­اند مفاهیم اخلاقی، موضوعات تاریخی، قواعد علمی، حکمت و عرفان را در قالب سخنان منظوم و اشعار نغز خویش به دیگران انتقال دهند.

از جمله این شاعران و عالمان دین آیت الله سید محمد علوی بروجردی است که سحاب وجودش فطرت علم­جو و حقیقت­گرای آدمی و طبیعت اخلاق­مدار او را سیراب می­کند؛ عالم و شاعری که مزین به علم و اخلاق، صاحب­کرامات متعدد، چشم و چراغ دنیای اسلام و از مفاخر شهر کاشان است.

وی از نوادر و ذخائر روزگار خود بوده که در جامعیت و علوم ادبیت بین مراجع تقلید بی­نظیر و در محاسن اخلاق مشار بالبنان بوده به طوری که جمیع اهالی کاشان و اطراف آن از عالی و دانی شیفته و مجذوب آن بزرگوار بودند.

پس از وفات آیت الله نراقی در دروس و ابحاث مرحوم آیت الله العظمی ملا حبیب الله شریف کاشانی شرکت کرده و چون آن جناب وفات نمود، زعامت روحانیت و مرجعیت تقلید کاشان و حوالی آن به ایشان مفوّض گردید.

۱- شناسنامه:

نام: سیدمحمد

نام  خانوادگی: علوی بروجردی

نام پدر: سید ابراهیم

شهرت: آسید محمد باغ (۱)

تاریخ تولّد: ۱۲۷۲ هجری قمری

محل تولّد: کاشان

تاریخ وفات: ۱۷ شوال ۱۳۶۲ هـ .ق

سن وفات: ۹۰ سالگی

محل دفن: کاشان، مزار فیض (۲)  (تذکره الشعراء، ص ۱۹۵)

محمد علـــوی را نگـــر تا کـــه بـــینی                     ز دانش و ادب و فضـل بحر مالامـــال

سلاله­ی نبــــوی ابن سیـــــد ابراهیـــم             که زندگانی او تا نود رسیــد به ســـال

مقام داشت به کاشــان درست می­گوینــد                  که جای گنج به ویرانه است در امثــال

چو مرغ روح شریفش از این سراچه­ی خاک               به سوی خلد برین با نشاط زد پر و بال

هزار و سیصد و شصت و دو بود از هجــرت                به نیمه شب یک­شنبه هفده شـوال(۲)

(زندگی­نامه­ی آیت الله علوی، ص ۴)

۲- خانواده­ی آیت الله علوی:

پدرش حاج سید ابراهیم از تجار معروف کاشان و از سادات موسوی و از ارادتمندان ملا محمد نراقی بود.

آیت الله علوی دارای چهار فرزند پسر و یک فرزند دختر بود که دو فرزند پسری او (سید مهدی و برادر کوچکش) در وبای سال ۱۳۲۲ هـ.ق فوت شدند. همسر ایشان خانم ملک نام داشته که عمه­ی ایت الله میر سید نظام الدین آل یاسین (متوفای ۱۳۱۹ هـ.ش) و از احفاد مرحوم سید الفقهاء و المجتهدین آقای سید محمد تقی پشت مشهدی بوده است. (بزرگان کاشان، ج۲، صص ۱۷۲-۱۷۳) داماد این خانواده سید ابوالقاسم تقوی کاشانی (متوفای ۱۳۲۵هـ.ش) فرزند میر سید نظام الدین آل یاسین و نوه­ی پسری سید ابوالقاسم بن سید مهدی بن حاج سید محمد تقی پشت مشهدی است که معلم ادبیات و فلسفه بوده و در شعر، «رضوان» تخلص داشته است. (زندگی­نامه­ آیت الله علوی، ص۷).

۳- اساتید آیت الله علوی:

چون والد ماجد آیت الله علوی از ارادتمندان به مرحوم آیت الله العظمی حاج مولی محمد نراقی نجل جلیل فاضل نراقی بوده، فرزند خود را ملبس به لباس روحانیت کرد و او را در سلک شاگردان مرحوم حاج مولی محمد نراقی قرار داد، ایشان هم با جدیت و تلاش فراوان درس را ادامه داد و پس از فوت این استاد فرزانه، به مجلس درس مرحوم ملا حبیب الله شریف کاشانی حاضر شد و بیشترین تآثیر را از تعلیمات ایشان نصیب خود ساخت. ایشان همچنین از محضر بزرگانی همچون سید جمال اسدآبادی و شیخ عبدالغفور معروف به شیخ العلماء استفاده نموده است. (علماء و دانشمندان کاشان، صص ۶۰۸-۶۰۹)

 

۴- راویان و شاگردان آیت الله علوی:

پس از وفات ملاحبیب الله شریف، ریاست روحانیت و مرجعیت کاشان و حوالی، به آیت الله علوی مفوض گردید و اکثر اکابر و علمای شهرستان کاشان از مجلس درس ایشان استفاده نموده­اند. درِ منزل ایشان به روی همگان باز بود و هر کس به قدر دانش خود از علم ایشان بهره می­برد.

جماعت بسیاری از اعلام و مراجع عظام تقلید از جمله سید شهاب الدین مرعشی نجفی، شیخ ابوالقاسم قمی، شیخ میرزا حسین محلاتی، سید فخرالدین امامت و شیخ محمد سلیمانی از جناب ایشان روایت می­کرده­اند. ۰(تذکره الشعراء، ص ۱۹۷)

آیات و حجج اسلام زیادی در محفل علمی وی زانو زده و از افادات و افاضات وی سرزمین تشنه و حاصلخیز خود را سیراب ساخته­اند. ما در این مقاله برای رعایت ایجاز و اختصار به ذکر نام برخی از این بزرگان دین و فرهنگ اشاره می­کنیم:

۴-۱٫ سید محمد حسن رضوی (تولد ۱۲۹۱- وفات ۱۳۸۵ هـ.ق):

آیت الله رضوی در شجره­نامه­ای که در ابتدای شرح زندگی خود آورده است، نسبت خود را با بیست و هفت واسطه به حضرت رضا (ع) می­رساند. (العندبیل فی تمییز الصحیح من العلیل، ص ۲۰۸، اصول معتبره، ص۱)

لازم به ذکر است که ایشان به جنازه­ی آیت الله علوی نماز گزارد. (بزگان کاشان، ج۲، ص ۱۷۲)

۴-۲٫ حاج آقا رضا مدنی (تولد ۱۳۲۱- وفات ۱۴۱۲ هـ.ق برابر با ۱۳۷۱ هـ ش):

وی تحصیلات مقدماتی و سطح را در کاشان نزد پدرش ملا عبدالرسول، حاج شیخ محمود نجفی تبریزی، سید محمد علوی بروجردی و جد مادریش ملا حبیب الله شریف به پایان برد. ایشان در کار تألیف و تصنیف کوشا بود و آثار ارزشمندی همچون “براهین الحج للفقهاء و الحجج” را در چهار جلد از خود بر جای نهاد که نشان­دهنده­ی قدرت استنباط وی در مسائل فقهی است. (فروغ فقاهت، ص ۳۷).

وی طبع شعری روانی هم داشته و در ارتحال آیت الله علوی بروجردی چنین سروده است:

 

محزن اسـرار علم اولیــــن منــــبــع آداب و فضل آخرین
سیبویه عصر و جاز الله دهر حکمتش مانند فیض و صدر دین
کی به گرداورید اندر حدیث یوســـف بحـــرانی و ملا امیـــن
فخر رازی گر نماید افتخار از تــلمــذ نـــزد او باشد قمیــن
امرؤالقیس ار بدیدی طبع او جلوه­ دادی کی به دوران این چنین
نابغه، اعشی، فززدق ناتوان مثــــــل او گوینـد اشــــعار وزین
در معانی و بیان و هم بدیع در زمــــانه بود شخص اولیـــن (۳)

 

(آیینه دل، صص ۶۶-۶۷)

۴-۳٫ محمد جعفر علامه­ی فیض (تولد ۱۲۶۷ هـ.ش، وفات ۱۳۳۷ هـ.ش):

علامه سید شهاب الدین حسینی نجفی مرعشی در مقدمه­ی کتاب “معادن الحکمه” صاحب ترجمه را، عالم، جلیل، فقیه، اصولی و ادیب دانسته که شریک بحث علامه میر سید علی یثربی علیه الرحمه بوده و از آثار او می­توان به «مشکاه الهدایه»، دیوان شعر فارسی (پنج جلد) و مجموعه تراجم اسلاف، اشاره کرد. وی در فراق استاد خود چنین سروده است: (۴)

شمس ضحی ز آسمان بدر فقاهت روی به جانان نمود و دست به جان زد
تیر سخن بوالعلا و اعشی و اخطـل دور هدف می­زدند و او به میان زد (۵)
«فیض» بگفتـا برای سال وفاتـــش آل محمــد قدم به باغ جنان زد» (۶)
(علما و دانشمندان کاشان، ص ۲۰۸)

 

۴-۴٫ ملا حسین دربندی آرانی ملقب به افتخار الإسلام (تولد ۱۲۶۷ هـ.ش، وفات ۱۳۸۶ هـ.ق):

آقا حسین دربندی آرانی ملقب به افتخارالإسلام پسر ملا عباس از آیات عظام: علوی بروجردی، رضوی و یثربی اجازه­ی اجتهاد و روایت داشته است.

وی از خوشنویسان عصر خود بوده که نستعلیق و شکسته­ی تحریری را به نیکویی می­نوشته است. (جغرافیای شهرستان آران و بیدگل، ص ۹۲)

افتخارالاسلام علاوه بر فقه و حدیث و اصول، در علوم ادبی به ویژه ادب فارسی مهارت داشت و از ان دسته از روحانیون بود که در مکاتبات پارسی از به کاربردن جملات و ترکیبات عربی احتراز می­نمود و در این گونه نگارش بیشتر به سبک قائم مقام فراهانی توجه داشت. (مشاهیر کاشان، ص ۲۵)

 

 

 

۵- آثار علمی:

آثار ارزشمندی از آیت الله علوی به جای مانده است که برخی از نسخ خطی وی در کتابخانه ی مدرسه­ی علمیه­ی امام خمینی (ره) حفظ و نگهداری می­شود و اغلب تألیفات و تصنیفاتش به صورت حواشی و منظومات است.

ایشان علاوه بر علوم دینی در فلسفه و حکمت و ریاضیات و جبر و ادبیات فارسی و عربی استادی کم­نظیر بود و در سرودن اشعار فارسی و عربی تبحری به سزا داشت. برخی از آثار علمی و قلمی او را در زیر به صورت فهرست­وار گزارش می­کنیم:

۱- حاشیه بر کفایه الأصول آخوند خراسانی

۲- حاشیه بر مکاسب شیخ مرتضی انصاری(۸)

۳- حاشیه بر ریاض المسائل علامه سید علی طباطبائی حائری

۴- حاشیه بر وسیله الإخوان ملّا حبیب الله شریف کاشانی (رساله­ی عملیه)

۵- حاشیه بر ذخیره العباد مرحوم آخوند خراسانی (رساله­ی عملیه)

۶- منظومه در فقه (در سه جلد به زبان عربی ـ الفیه)

۷- الفیّه در معانی و بیان (عربی)

۸- الخریده (عربی ـ الفیه):

«الخریده» الفیه­ای است در علم نحو و آیت الله سید محمد رضوی آن را شرح کرده است و نسخه­ی خطی آن در کتابخانه­ی مدرسه­ی علمیه­ی سلطانی کاشان (امام خمینی فعلی) موجود است.

۹- دیوان اشعار (مجموعه ی فارسی و عربی) در بیان ماده تاریخ فوت علما و بزرگان (۹)

۱۰- المراثی العاشوریّه یا الأربعین العاشوریه(عربی)

۱۱- و … .

تنوع آثار و گوناگونی آنها نشان می­دهد که آیت الله علوی شخصیتی ذو ابعاد بوده است. خلق آثار منظومی همچون الفیه و مراثی عاشوریه و تحشیه و تعلیقه بر مکاسب و کفایه گویای ادبیات قوی و قریحه و ذوق سرشار و طبع نیکویی است که سید ما از آن برخوردار بوده است.

۶- آیت الله علوی در نگاه بزرگان:

۱-۶٫ آیت الله سید عزیز الله امامت:

این سید جلیل در محاسن اخلاق ممتاز بود و در دوران زندگی خود هرگز نشد که احدی را از خود رنجیده خاطر و نگران کرده باشد و کاملا اهل انزوا و انقطاع از دنیا بود و دقیقه­ای در امر تدریس و مطالعه قصور نورزید. (کشکول امامت، ج اول، ص ۱۳۵)

وقتی جمعی از بزرگان و فضلای یهود برای ملاقات ایشان به کاشان آمدند چون استجازه حضورشان کردند و به خدمتشان مشرف شدند پس از انصراف، با یکدیگر می­گفتند گویا موسای کلیم (ع) را ملاقات کرده باشیم.  (تذکره الشعراء، ص ۱۹۵)

۶-۲٫ آیت الله حاج شیخ جعفر صبوری:

آیت الله علوی از اجله­ی علمای امامیه بوده و در بیت سیادت و نجابت متولد شد و با بصیرت تامی که داشت در فتنه­های اجتماعی روزگار خویش وارد نشد و تا آخر عمر به تحصیل و تدریس علوم مختلف مشغول بود. (الطرائف الجعفریه، ص ۱۰)

۶-۳٫ حجت الإسلام محمد شریف:

آیت الله علوی از اعلام و نوابغ زمان و مرجع تقلید عام و خاص و ادیبی متبحر و دارای تصنیفات از فقه و اصول و غیره است.(ضمیمه­ی لباب الألقاب، ص ۱۵۸)

 

۷- اشراف علمی آیت الله علوی:

علامه آقا سید محمد علوی بروجردی از بزرگترین مراجع علوم دینی و از نوادر زمان خود بود که در جامعیت و علوم ادبی در بین مراجع تقلید بی­نظیر بود. وی کتاب فصول را که از کتب مطول و مشکل اصول است دوازه مرتبه تدریس نموده و از قرار مسموع پنجاه دوره ریاض المسائل علامه سید علی طباطبایی حائری و مکاسب شیخ انصاری را تدریس کرده­اند، و از ایشان نقل شده است که می­فرمودند: از جمله کتب بسیار مشکل، کتاب شفای شیخ ابوعلی سینا است که تدریس آن پیش من مانند تدریس کتاب سیوطی است. ایشان در علوم ریاضی، حروف، علوم غریبه، اخلاق، فقه، اصول، تفسیر، معانی، بیان، نحو، کلام، فلسفه و سرودن اشعار فارسی و عربی تبحری خاص داشت.   (تذکره الشعراء، ص ۱۹۶)

۸- قدرت شاعری آیت الله علوی:

بی­شک آیت الله علوی ادیبی متبحر، ناظمی خوش­قریحه و شاعری دلسوخته است که طبع روان و ذوق سلیمش او را به این سمت و سو سوق داده که موضوعات علمی و مطالب تاریخی را با زبان شیرین شعر به مخاطبین القاء نماید تا از این طریق به حلاوت و جذابیت موضوع بیش از پیش افزوده باشد. وی به سبک ادب اندلس و به تقلید از الفیه­ی ابن مالک اندلسی الفیه­هایی را در موضوعات فقهی، نحوی و بلاغی از خود به یادگار گذاشته و با خلق این منظومه­ها قدرت علمی و ادبی و ذوق سرشار خود را به تصویر کشیده است.

ناگفته نماند که قصایدی را که ایشان با عنوان «المراثی العاشوریّه» یا « الأربعین العاشوریه» سروده­اند،می­توان یکی از شاهکارهای ادبی او برشمرد و می­توان ادعا کرد که این مجموع در نوع خود کم­نظیر و شایدهم بی­نظیر باشد. این مجموعه مشتمل بر چهل قصیده ی کوچک و بزرگ به زبان عربی است که در نهایت بلاغت و هنرمندی سروده شده است و مجموع ابیات آن به ۱۰۶۷ بیت می­رسد و این شاعر عاشق دلباخته در مدت هیجده سال، هر سال یک تا چهار قصیده را در دهه­ی اول محرم در سوگ و عزای خامس آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) سروده­است که اولین قصیده­ی آن را در شب عاشورای سال ۱۳۳۴ هـ.ق در هشت بیت و آخرین قصیده ی آن را در چهارم محرم الحرام ۱۳۵۲ هـ . ق در پنجاه و پنج بیت سروده­اند. او با خلق این مراثی یاد محتشم و ترجیع­بندهای جگرسوز او را در اذهان تداعی می­کند. عمده ی این مراثی به صورت پراکنده در دیوان خطی ان مرحوم و مجموعه ی آن به صورت مستقل به خط نسخ بسیار زیبا به قلم خطاطی ناشناخته، نگاشته شده است و در کتابخانه ی مدرسه ی علمیه ی امام خمینی نگهداری می شود مطلع اولین و آخرین مرثیه ی این مجموعه چنین است:

أسفاً فإنّ القلبَ صارَ شقیقا                   و الدمعُ ضارعٌ عندماً و شقیقاً

و علیه قد بکت السماء تولّهاً             و النیّران الأعظمانِ تکوّرا

وی پس از پایان آخرین قصیده نوشته است: قد انتهی المراثی ، که این عبارت به حساب جمل می شود ۱۳۵۲ (البته باید الف مقصوره در فعل ماضی “إنتهی” ، “یاء” حساب شود.) لازم به ذکر است که ایشان در سال ۱۳۵۳ ه.ق قصیده ی رائیه ای را سروده و قبل از شروع آن نوشته است : ممّا اُلحقته بالأربعین العاشوریه الّتی أنشأتها فی السنین السابقه. این قصیده در جلد ۱ دیوان خطی ص ۲۳ آمده است و لیکن به مجموعه ی یاد شده در “المراثی العاشوریّه” اضافه نگشته است. این مجموعه یک بار به صورت ابتدائی و بسیار مغلوط بدون نام و ناشر و بدون تاریخ و بدون اضافه ی یاد شده با حروف چینی سربی چاپ شده است. (ملا حبیب الله شریف، ص ۹۷)

ـ دیوان اشعار او که در بردارنده ی ماده ی تاریخ وفات افراد زیادی از بزرگان کاشان می باشد از نظر تاریخی بسیار مهم است. نسخه ی منحصر به فرد خطی آن در کتابخانه ی مدرسه ی علمیه ی امام خمینی کاشان موجود است. (ملاحبیب الله شریف، ص۹۷)

تخلص ایشان در شعر، «ضیائی» است و اشعار زیادی را به هر دو زبان عربی و فارسی سروده است، از این رو می­توانیم او را مانند حافظ و سعدی شاعری ذولسانین (دو زبانه) بنامیم. وی در فن بیان مادّه تاریخ وفات رجال و بزرگان مهارتی خاص داشت.

آن ادیبی که دو صدد عبل و حسان و زهیر  بود در مدرســـه­ی دانش او ابجد خوان
چه توانــم من بی­مـــایه به وصــفش گویم که زبان­ها همه قاصر بود از شرح و بیان (۱۰)

۹- نمونه­ای از مرثیه­ی عاشوریه­ی او (۱۱):

۱- الیومُ یومٌ کلُّ نفسٍ تَجزَعُ ممّا احتَـــــــواهُ و کُلُّ عینٍ تَدمَعُ
۲- الیومَ فیه قلوبُ شیعه حیدر برزیّه الشّـــبل الشـــهیـــد تَوجَعُ
۳- قَتَلَ  العِدی سِبط النّبیّ و ما دَروا أنَّ النّـــــبیَّ بفِعلِهِم یَتَفَجَّعُ
۴- تَعسًا لَهم قَتَلوا خیـارَ رجاله و  رؤوسَهُم عند التّرحُّلِ قَطَعوا (۱۲)
۵- تبّاً لَهُم سَـلَبوا ثیابَ نســـائه و قُلوبَهُنُّ بغیر ذنَبٍ روّعوا
۶- ذَبَحوا الإمام من القفا و انّ ذا و الله من کُلِّ الفَجائع اَفجَعُ
۸- وَابکُوا عَلی مولیً علیه عبیدُه سَلّوا الصوارم َو الاسنّهَ اشرَعوا
۹- وصغارُه مِثلُ الفراشِ تَشَبَّثوا لمّا الی الحَرَمِ المُقَدَّسِ اَسرعوا
۱۰- اَسَروا النساءَ الطاهراتِ و ما رعَوا حقَّ النَّبیِّ و اَجرَهُ قد ضَیَّعوا

(المراثی العاشوریه، ص ۵)

۱- امروز روزی است که هر کسی در آن بی­تابی می­کند و هر چشمی اشک­بار است به خاطر مصیبت­هایی که این روز در بر داشته است.

۲- دل­های شیعیان علی (ع) در این روز به واسطه­ی مصیبت فرزند شهیدش دردمند است.

۳- دشمنان نوه­ی پیامبر را کشتند و نفهمیدند که پیامبر به خاطر کار آنها داغ­دار می­شود.

۴- خدا آنها را نابود کند که مردان برگزیده­ی حسین را کشتند و هنگام کوچ سرهای آنها را جدا کردند.

۵- نفرین بر آنها که لباس­های زن­های او را دزدیدند و دل­های آنها را بدون گناه ترساندند .

۶- امام را از پس گردن سر بریدند.  به خدا سوگند این فاجعه از تمام فجایع، فجیع­تر است.

۷- به او ظلم کردند و برایش سوگواری نکردند. شما برایش عزاداری کنید و مدام بر او بگریید.

۸- بگریید بر آن مولا و سروری که غلامانش به رویش شمشیرهای برّان و نیزه کشیدند، شروع کنید به گریستن .

۹- کودکانش همچون پروانه به هر چیزی چنگ می­زدند وقتی به سوی حرم­سرا می­شتافتند.

۱۰- زنان پاک­دامن را اسیر کردند و حق پیامبر را مراعات نکردند و مزد رسالتش را تباه کردند.

۱۰- نگاهی به شعر عاشورایی علوی بروجردی:

اگر تنها به حجم سروده­های عاشورایی آیت الله علوی بروجردی نگاهی بیندازیم، می­توانیم وی را یکی از بزرگان مرثیه­سرایی چه در ادبیات عربی و چه در ادبیات فارسی به شمار آوریم. ما کمتر کسی را می­شناسیم که به این اندازه شعر در رثای امام حسین (ع) سروده باشد. اما اگر به محتوای این مرثیه­ها نگاه کنیم، می­بینیم که شاعر بیشتر همان چیزهایی را آورده است که یک خطبه­گوی واعظ و یا روضه­خوان حسینی در مجالس عمومی روی منبر بر زبان جاری می­کند و هدف اول و آخر او به ترحم­درآوردن دل مخاطب و تهییج احساسات او می­باشد. مرثیه­ی او نگاهی حکیمانه به فلسفه­ی مرگ و شهادت ندارد.

مضامینی مانند: امام را از پشت سربریدند، نوه­ی پیامبر را کشند، امروز دل شیعیان حیدر به درد آمده، بهترین مردان خاندان پیامبر را کشتند، گریه کنید بر …، لباس زنان را دزدیدند، زنان را به اسارت بردند و … همه­ی این مضامین همان چیزهایی است که یک روضه­خوان معمولی روی منبر بر زبان جاری می­کند. البته شکی نیست که مرثیه­های عاشورایی آیت الله علوی از عاطفه­ی صادقانه­ای برخوردار است و آنچه می­گوید از دل و جان او برخاسته است و مانند مراثی شاعران ستایش­گوی نیست که به قصد پاداش دنیوی و اجر این جهانی بر زبان آمده باشد.

شاعر در این قصیده­ی عینیّه(۱۳) از ترکیب­ها و جملاتی بهره برده است که مصداق اتمّ و اکمل تبیین مفهوم «رثاء» هستند: جملاتی همچون: قتلوا سبط النبیّ، قتلوا خیار رجاله، قطعوا رؤوسهم عندالترحل، سلبوا ثیاب نسائه، روّعوا قلوبهن بغیر ذنب، ذبحوا الإمام من القفا، اَسروا النساء الطاهرات و …  .

استخدام افعال مضارع در این قصیده حاکی از معنای تداوم و استمرار است افعال مضارعی مانند: تَجزعُ، تَدمَعُ، تَوجَعُ، لا تُقلَعُ.

شاعر در این قصیده از واژگانی همچون ” قتل، قطع ، سلب ،ذبح ، اسارت و…” استفاده کرده است که به خوبی بیانگر صحنه ی جنگ و خونریزی می باشد و به تعبیر دیگر فن بلاغی ” ائتلاف اللفظ مع المعنی” پایه ریزی کرده است.

او در ابیات ۷ و ۸ و ۱۰ به ناسپاسی و نمک­نشناسی قوم عدو اشاره نموده و بیان می­کند که آنها حرمت پیامبر و عترت او را نگه نداشتند وی در بیت نهم اوج غربت و مظلومیت را به تصویر کشیده و کودکان حسین (ع) را آن­گاه که دوان دوان و با سرعت به سوی حرم­سرا می­شتافتند – به پروانه­هایی تشبیه کرده است که به هر چیزی که در مسیر خود می­دیدند چنگ می­زدند.

۱۱ـ نگاهی به ” الفیه” ی نحوی آیت الله علوی:

آیت الله علوی به سبک ادب اندلس و به تقلید از الفیّه ی محمد بن مالک اندلسی جیّانی شافعی مذهب الفیّه هایی را در موضوعات فقهی ، نحوی و بلاغی از خود به یادگار گذاشته است .

الفیه ی نحوی او در پایان یکی از مجلات سه گانه ی دیوان وی به خط خود ناظم آمده است و با این ابیات شروع می شود:

أحمدُک اللهمّ بارئ النسم                 علی التی أتممتها من النعم

مصلّیاً علی النبیّ المرتجی                و آله الغرّ مصابیح الدجیٰ

و بعدُ فالراجی تمام النعمه                  المنتمی لسابع الأئمّه

المبتغی لِعَفوه العمیمِ                غداً محمد بن ابراهیمِ

یقول ذی ألفیّه فی النحو                 وجیزه منه اللباب تحوی

ناظم الفیّه ی خود را به این ابیات به پایان می رساند:

بعون ربّی تَمَّتِ الألفیّه                 بهیّهً نقیّهً صفیّهً

أبرزتُها فی شاره عجیبه                  سمّیتها الخریده الحبیبه

وکاسمها تاریخ الإختتامِ                  فالحمد لله علی الإتمامِ(۱۵)

۱۱- در فراق یار:

آیت الله سید محمد علوی بروجردی سرانجام پس از نود سال زندگانی در سحرگاه یک شنبه به تاریخ هفده شوال ۱۳۶۲ هـ.ق برابر با بیست و چهارم مهر ۱۳۲۲ هـ.ش بدورد حیات گفت و پس از تشییع باشکوهی، آیت الله سیدمحمد حسین رضوی بر جنازه­ی وی نماز گزارد و در مقبره­ی حاج حسین توکل در مزار فیض و در جوار مقبره­ی عالم ربانی مرحوم ملامحسن فیض کاشانی به خاک سپرده شد و مزار او اکنون مطاف خاص و عام می­باشد. (بزرگان کاشان، ص ۱۷۲، مشاهیر کاشان، صص ۹۷-۹۸)

مریدان و شیفتگان این عارف دلسوخته در فراق او ابیاتی را سروده­اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می­شود:

۱۱-۱٫ دکتر حسین امینی:

بنای دین شده ویران و کار جغد گرفت که رفت بلبل اسلام به سوی باغ جنان
فغان و آه که رفت آنکه هر کسی می­دید فروغ دیــن و دیانت ز صورتـش افشان
برفت روح جلیـلـش به آستــانه­ی قدس گرفت مسکن و مأوی به روضه­ی رضوان

 

۱۱-۲٫ حاج محمد تولایی:

آن نفس مطمئنه ز حق ارجعی شنید لبیک گفت و رفت به فردوس جاودان
فــارقتــنــا و کنت لنــا خیر صاحب رافقت بـــالرسول و بادرت فی الجنـان

۱۱-۳٫ حبیب الله خباز:

گـرد ألــم به عــارض آزادگــان نشست تیر غمـش به سینـه­ی روحانیان رسید
دست از جهان کشید خداوند حُسن خُلق این جا نگداز واقعه کی در گمان رسید
چون آفتاب علم شـد اندر حجـاب خـاک افغان به آفتـاب از این خـاکـدان رسید

 

۱۱-۴٫ آیت الله العظمی حاج آقا رضا مدنی:

آن ســـمــیّ خـــاتــم پیغمبـــران در جــوار جد خود گشتی مکین
چون که بدرود جهان گفت آن جناب اهل کاشان جملگی زار و حزین
شـــورشـــی افتــاد در اطراف شهر گوئیــــا افتـــاد لــرزه بر زمین
بــر ســـر و سینـــه زنــان دیوانه­وار ســوی قبرستان قرب درب فیــن

 

۱۱-۵٫ حاج احمد مشجری (محبوب):

تا نهان کرد فلک پیکر پاکش در خاک خاک بر فرق جهانی شده از پیر و جوان
علوی تا زگلستــان جهــان پای کشید شــد بهـار چمن و گلشن اسلام خــزان
مــادر دهــر عقیم است دگر تا به ابـد که چـــو او بار دگـــر آورد انــدر دوران
هاتفی داد ندا شـــام  وفاتـــش گفتا رفت سرچشمه­ی تقوا و فضیلت ز میــان

 

 

 

 

Contemplation on the life and scientific and literal works of Ayatollah Seyyed Mohammad Alavi Boroujerdi

 

Ayatollah Seyyed Mohammad Alavi Boroujerdi, the son of Seyyed Ebrahim, who is well- known as Seyyed Mohammad Bagh, is one of the jurists and poets of Kashan in the fourteenth century. His life coincided with the suffocation of Reza Shah and campaigning with faith and religion scholars. He achieved the high degree of discretion by attending in the classes of masters named as Haji Mullah Mohammad Naraghi Kashani, Molla habibollahe Sharif Kashani and Seyyed Jamaladine Asdabadi. He was master in jurisprudence, mathematics, Gharibe sciences, and Arabic literature and poetry in both Persian and Arabic and deserving works have been left behind him. His Ashoura Lamentations is incomparable, he portrayed passions of Karbala with sweet language of poetry and in this way he has shown this incident so bitter. Therefore we can consider him as the supplement couple of Mohtashame Kashani.

In this article the writer is going to introduce his scientific and literary character.

Keywords:
Mohammad Alavi Boroujerdi, jurisprudence, Ashoura poetry

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی­نوشت­ها:

۱)آیت الله علوی چون در باغ منزل خود – در محله­ی سلطان میر احمد – به اقامه­ی نماز جماعت می­پرداخت در بین مردم به آسیّد محمد باغ شهرت یافته بود .

۲)از مزار های معروف واقع در جنوب کاشان است که قبر مرحوم فیض کاشانی نیز در آنجا است.

۳) سراینده­ی این ابیات مشخص نیست .

۴) این قصیده از «آیینه­ی دل» مجموعه­ی اشعار آیت الله مدنی نقل شده و لازم به ذکر است که آقای «احمد وثقی» نیز این قصیده را به مناسبت فوت آیت الله علوی چاپ کرده است.

۵) همین ابیات روی سنگ قبر او نوشته شده است

۶) ولی روی سنگ قبر او چنین نوشته شده است: دور هدف می­زدند این به نشان زد

۷) این ماده تاریخ ۱۳۶۲ هجری قمری می­شود.

۸) آیت الله حاج شیخ جعفر صبوری در پاورقی کتاب «الطرائف الجعفریه» آورده است که حاشیه­ی مکاسب و کفایه­ی مخطوط آن مرحوم را در کتابخانه­­ی مدرسه­ی امام خمینی (ره) دیده است. (ص۱۰) دکتر عبدالله موحدی محب در پاورقی کتاب “ملاحبیب الله شریف کاشانی،فقیه فرزانه” می گوید: ما این حواشی را در حاشیه کفایه الاصول چاپ ۱۳۴۱ ه . ق که حواشی مرحوم شیخ علی قوچانی را در بردارد به خط آن مرحوم زیارت کرده ایم.

۹) یکی از مظاهر وجود ارتباط میان دو زبان فارسی و عربی وجود دانشمندان و شاعرانی است که مقاصد و اغراض مد نظر خود را به هر دو زبان بیان می­کنند. این دسته از علما و شعرا معروف به ذواللسانین (دو زبانه) هستند، شاعرانی همچون سعدی شیرازی، منوچهری، عنصری، خاقانی، فیض کاشانی، عبد علیشاه کاشانی، علوی بروجردی و لسان الغیب حافظ شیرازی که افتخار می­کرد به اینکه گنجینه­ی فراوانی از لغات عربی را در اختیار دارد.

۱۰) شعر از آقای احمد مشجری (محبوب) است.

۱۱) این مرثیه در روز عاشورا سال ۱۳۳۷ هـ.ق سروده شده است .

۱۲) دو واژه­ی «تَعسًا» و «تَبّاً» در مقام نفرین به کار می­رود. مانند: تعسًا للخائن و تبّاً له اُی: ألزمه الله هلاکا. (موسوعه النحو و الصرف و الإعراب، ص ۲۶۰)

۱۳) چون ابیات این قصیده به حرف «ع» ختم می­شود به این نام خوانده می­شود.

۱۴)در برخی از نسخه ها به جای “أتممتها” ، “أنَلتنی” آمده است.

۱۵)به حساب جمل ۱۳۰۳ ه.ق می شود.

۱۶)این کتاب در سال ۱۳۸۷ توسط انتشارات مرسل به چاپ رسیده است. دکتر محمد سلامتیان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان این الفیه را شرح کرده و در کتابی با نام “أشهی الموائد فی مدینه القواعد” به چاپ رسانده است. (۱۶)

 

 

 

منابع:

۱- اصول معتبره، سید محمد حسین رضوی، به همت شهاب الدین رضوی، جلد ۱، [بی­نا]، تهران، ۱۳۸۳ ق

۲- بزرگان کاشان، افشین عاطفی ،جلد ۲،چاپ دوم، ۱۳۸۹ ش

۴- جغرافیای شهرستان آران و بیدگل، دکتر نسرین نیک­اندیش ، انتشارات مرسل، کاشان، [بی تا]

۵- زندگی­نامه­ی آیت­الله سید محمد علوی بروجردی، افشین عاطفی، ناشر: مجتمع فرهنگی کاشان، ۱۳۷۷ ش

۶- الطرائف الجعفریّه، شیخ جعفر صبوری من الأحادیث الإسلامیه، انتشارات دارالتفسیر (اسماعیلیان)، [بی­تا]

۷- علماء و دانشمندان کاشان، حسن سپهری، ناشر: سوره­ی تماشا، کاشان، ۱۳۹۱ ش

۸- العندبیل فی تمییز الصحیح من العلیل، سید محمد حسین رضوی، به همت شهاب­الدین رضوی، مطبعه شرکه طبع الکتاب، تهران، ۱۳۸۵ق

۹- فروغ فقاهت (زندگی نامه­ی فقیه عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا رضا مدنی کاشانی، احمد شریف، انتشارات مرسل، کاشان، ۱۳۷۲ ش

۱۰- کلیات کشکول امامت، سید عزیز الله امامت، کاشان، حسینیه­ی امامت، ۱۳۷۴

۱۱- لباب الألقاب، ملاحبیب­الله شریف کاشانی، کاشان، حسینیه­ی امامت، ۱۳۷۲

۱۲- مشاهیر کاشان، حسین فرخ یار، نشر راسخ، ۱۳۷۰ ش

۱۳- المراثی العاشوریه، سید محمد علوی بروجردی، [بی­تا]، [بی­جا]، [بی­نا]

۱۴- مغنی الفقیه فی الفقه النبیه، سید محمد حسین رضوی، به سعی و اهتمام نظوک الدین هعون کاشانی، چاپخانه­ی کوشش، کاشان، ۱۳۷۳ ق

۱۵ـ ملا حبیب الله شریف کاشانی (فقیه فرزانه)، عبدالله موحدی محبّ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، تابستان ۱۳۷۶

۱۶- موسوعه النحو و الصرف و الاعراب، أمیل بدیع یعقوب، انتشارات استقلال، چاپخانه­ی عترت قم، چاپ دوم، ۱۳۸۱ ش

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *