تاریخچهٔ مدرسهٔ سلطانی کاشان، حوزهٔ علمیهٔ امام خمینی (ره)

مدرسهٔ سلطانی کاشان، حوزهٔ علمیهٔ امام خمینی (ره) از مدارس تاریخی و بزرگ ایران در عصر قاجار است که بیش از ۲۰۰ سال از تاریخ بنای آن می‌گذرد. در اینجا به معرّفی این مدرسه پرداخته، ابتدا تاریخچهٔ آن به نقل از آثار مکتوب ذکر شده و سپس وقف‌نامهٔ مدرسه، متولّیان و مدرّسان، امامان جماعت، اسنادی مربوط به مدرّسان مدرسه و مطالبی دیگر آورده شده است.

  • تاریخ کاشان:[۲]

«علامات و امارات و عمارات عالی و بناهای متعالی و مدرسه و زیارت‌گاه بعد از هجرت کجا و اکنون چه و باقی که و نام کدام؟

جواب آن که از علامات و عمارات عالیه یکی مدرسهٔ سلطانی است که خاقان خلد آشیان مغفور، آنجا را بنا فرمود همه از گچ و آجر تراش و مرحوم میرزا ابوالقاسم اصفهانی که از طرف حاجی محمّدحسین‌خان صدراعظم اصفهانی چهارده سال حکومت کاشان [را] داشت متصدّی آن مدرسه بود و الحق به این استحکام بنایی در کاشان دیده نشده و از شالیده تا نهایت علی‌التحقیق یک خشت خام و یک گل و خاک در آن بکار نرفته.

در مقدّمهٔ آن مدرسه جلوخانی بزرگ واز دو طرف دو بازار عریض رفیع از یک طرف به وسط بازار و طرف دیگر به معبر عام می‌رسد.از آن جلوخانه وارد کریاسی رفیع [می‌شود] که مشتمل بر دو حجره برای دو نفر خادم [است ]و مقابل درب کریاس تختگاهی دو روی، یک روی به کریاس و یک رو به حیاط مدرسه بود و از دو طرف آن تختگاه وارد دالانی عریض و رفیع گشته و از دو جنب ایوان وسط داخل مدرسه شود. امّا وضع مدرسه مربّع طولانی در حقیقت مثمّن. در وسط فضای آن آب نمایی طولانی و وسط آن حوضی مثمّن بزرگ که به یک اطراف آن آب‌نما عرضاً و طولاً به یک ترازو گردش می‌کند و دو جنب آب‌نما هر طرفی سه باغچهٔ بزرگ از اشجار سرو و بید و انجیر و متن آنها سبزیکاری و چهار زاویهٔ آن چهار ایوان و در هر ایوانی سه حجره و پهلوی آن ایوانها از طرف طول دالانی به خلوتهای چارگانه که در هر یکی سه اطاق و سه سرداب مگر یکی از آنها که عوض سه سرداب آب انباری [دارد] که سی چهل پلّه می‌خورد و آبی در کمال سردی و گوارایی که دو سال اهالی آن مدرسه و غیرها را کفایت می‌کند و بعد از آن شش ایوان و در هر ایوانی یک حجرهٔ منقّح که از گچ و آجر ضربی سقف زده و در هر حجره صندوقخانهٔ بزرگی با بخاری که اگر طلّاب بخواهند طبخی ترتیب نمایند، در همان بخاریها به سهولت ممکن است بی آن که دود اهل آن حجره را آزار دهد و بعد از آن یک، یک مدرس که عبارت است از یک اطاق بسیار بزرگ مشتمل بر دو صندوقخانه و این مدرس و یکی دیگر که در مقابل قرینهٔ آن سمت جنوبی واقع است محض آن است که یک نفر عالم معقول و در دیگری یک نفر عالم منقول هر روز صبح برای تدریس و تعلیم طلّاب نشسته متعلّمین در آن دو مدرس حاضر شوند و بعد از آن مدرس نیز شش حجره و یک دالان [است].

و امّا طرف عرض در میان یک ایوان بزرگ رفیع با کاشی الوان مشجّر در کمال خوبی و عقب آن ایوان گنبدی بیست ذرع عرض و طول و بیست و پنج ذرع ارتفاع، سقف آن گنبد از طرف درون و اطراف بیرون گنبدی به آن وضع و خوش نمایی و ترکیب در ایران شناخته نشده،از پا تا سر گچ و آجرتراش در نهایت تنقیح و امتیاز و محراب تحت آن گنبد در برابر و از یمین و یسار آن مسجد دو صفّهٔ بزرگ و از هر صفّه سه ارسّی عریض گشوده می‌شود به یک مسجدی که طولش به قدر نصف عرض مدرسه است. خلاصه آن گنبد و ایوان در میان طرف عرض مقابل ایوان رو به کریاس واقع گشته و جنبین آن ایوان هر طرفی چهار ایوان و در هر یک، یک حجره به وصف مزبور [است].

و امّا از دو طرف طول هر طرفی یک مدرس به نحو مسطور و جنبین هر یک هر طرفی شش ایوان و در هر یک حجره‌ای به وصف مذکور [است].

و امّا عمارات فوقانی آن مدرسه: بالای ایوان بزرگ وسط عرض متّصل به کریاس دو بالاخانه در دو دوش آن ساخته و در جنبین ایوان زیر گنبد که روبروی کریاس است دو بالاخانهٔ بزرگ که منزل مخصوص دو نفر عالم مدرّس معقول و منقول باشد برپا نموده و در جنبین دو مدرس طرفین طول هر مدرسی دو بالاخانه و تمام آن مدرسه از کریاس الی مسجد تحت گنبد و مدرسین ایزارها بالتمام کاشی الوان مشجّر و دو ایوان بزرگ مقابل یکدیگر که یکی در پای گنبد است و یکی پای گلدسته روی کریاس تا دم کتیبه‌ها و همه کتیبه‌های توی گنبد و ایوانهای کاشی عمل عبدالحی که در این فن استادی کامل است می‌باشد. و تاریخ مدرسه موافق قصیدهٔ مرحوم فتحعلی‌خان ملک‌الشّعرا که در کتیبهٔ ایوان بزرگ ثبت است:

از جود شهنشاه جهان‌داور باذل وز سعی ابوالقاسم فرزانهٔ آگاه
این مدرسه پیرایهٔ اتمام پذیرفت واوازهٔ زیباییش افتاد در افواه
چون جست «صبایش» ز خرد مصرع تاریخ گفتا که «بود مدرسهٔ فتحعلی شاه»
          ۱۲۲۵ ه‍.ق

و امّا ملزومات طلّاب و موقوفات مدرسه در جمیع حجرات یک جلد قرآن مجید و یک پی‌سوز مس و یک دست دیگ‌بر وقف نموده که هر طلبه هر صباح یک جزو قرآن قرائت کرده ثوابش را به روح مطهّر خاقان مغفور که بانی آن مدرسه و واقف آن اجزاست نیاز نماید و آن مسینه آلات برای رفع ضرورت همان طلبه است مادامی که در آن حجره واقف باشد و هر حجره سالی شش تومان به صیغهٔ معاش در وجه طلبهٔ سکنهٔ آن مقرّر است و از برای دو نفر مدرّس و خادم و مؤذّن و ناظر و متصدّی و سایر ارباب مناصب هر یک مواجبی علیحده مقرّر است که متولّی آنجا از بابت منافع موقوفات خالصهٔ سلطانی سال به سال باید عاید دارد و نیز طبّاخ‌خانه‌ای مخصوص و مسینه آلاتی معیّن که هر سالی ده روز عاشورا را روضه‌خوانی حضرت اباعبداللّه الحسین نموده طلبه و ذاکرین را اطعام نمایند و موقوفات آن دکاکین بازار و آب و اراضی صحرا همه خالصهٔ سلطانی است که منافع آنها صرف تعمیر و مخارج مخصوصهٔ آن مدرسه است.»

در کتاب قم‌نامه (کتابچهٔ دارالمؤمنین کاشان) آمده است:

«مدرسهٔ سلطانی ـ از بناهای خاقان خلدآشیان است که مقصورهٔ بسیار معتبر دارد و مباشر بنای آن میرزا ابوالقاسم اصفهانی بوده که از جانب نظام‌الدّوله حاجی‌محمّدحسین‌خان اصفهانی در آن ولایت نیابت داشته. مدرسهٔ مزبوره مشتمل است بر ایوان‌های عالی و حجرات و صحن با صفا که مربع طولانی است در وسط است. نمای با صفا دارد و باغچه‌ها در اطراف آب‌نما ساخته شده است. چهار ایوان در چهار سمت آن ساخته‌اند و آب‌انبار خوبی دارد که چهل پلّه می‌خورد و تمام مدرسه کاشی ملوّن است فوقانی و تحتانی و اسباب حجره و کتاب و کلام‌اللّه و مسینه آلات به قدر کفاف در آن جا مهیّا نموده‌اند.»[۳]

حسن نراقی در کتاب آثار تاریخی کاشان و نطنز می‌نویسد:

«مدرسهٔ سلطانی ـ بزرگترین مدرسهٔ طلبه نشین کاشان به مدرسهٔ شاه معروف و از بناهای فتحعلی‌شاه قاجار (۱۲۱۲ ـ ۱۲۵۰) می‌باشد. ساختمان آن از سال ۱۲۲۱ تا ۱۲۲۹ ه‍.ق به سرپرستی میرزا ابوالقاسم اصفهانی که از طرف حاجی حسین‌خان صدراعظم عهده‌دار حکومت کاشان بوده به انجام رسیده؛ آنگاه امر تولیت و تدریس و تصدّی موقوفات مدرسه نیز به حاجی ملّا احمد نراقی واگذار گردیده است.

صحن این مدرسه به واسطهٔ طرح عالی و نقشهٔ مرغوب، وسعت فضا و منظرهٔ زیبای آن، بسیار با روح و صفا است و می‌توان گفت کم نظیر واقع گشته است.

جلوخان مدرسه دارای سردر کاشیکاری و برفراز آن هم مأذنهٔ خوش اسلوبی ساخته شده، صحن و سرای وسیع مدرسه مربّع مستطیل و بر چهار جانب آن ۵۲ حجره با ایوان جلو و صندوقخانهٔ علی‌حده برای هر یک بنا کرده‌اند؛ و در وسط دو جبههٔ شمالی و جنوبی در جهت طول صحن مدرسه دو تالار بزرگ برای تدریس و محلّ اجتماع و مباحثهٔ طلّاب احداث گشته، و هر یک از چهار زاویهٔ آن هم راهرو جداگانه به حیاط خلوتهایی دارد که هر کدام دارای سه حجره و سه زیرزمین و سرداب بزرگ تابستانی با بادگیرهای مرتفع هوایی می‌باشد.

در جبههٔ غرب و مقابل سر در ورودی به صحن مدرسه ایوان بزرگ و مجلّل جلو گنبد، جلب توجّه می‌کند که از کتیبهٔ زیر سقف تا کف زمین، با خشت کاشی هفت رنگ تزیین یافته است. گنبد با شکوه آن با دو پوشش آجری مضاعف بنا شده و ارتفاع سقف درونی تا کف زمین بالغ بر ۲۷ متر می‌گردد، و هر یک از ابعاد طول و عرض سطح مربّع تحتانی آن هم ۲۲ متر است.

محراب گنبد: تمام کاشی منقّش و کتیبه با آیات قرآن و در وسط آن نوشته است:«ابراهیم بن محمّدرضا ۱۲۲۹» و در جای دیگر «محمّدتقی بن حسین ۱۲۲۶» و روی جرزهای دو طرف نام معمار مدرسه را نوشته است: «محمّد شفیع سنهٔ ۱۲۲۶».

در جناحین شمالی و جنوبی گنبد نیز دو شبستان مستطیلی که تا انتهای حدّ مدرسه امتداد دارد ساخته شده. جرزها و طاقچه‌های طرفین ایوان بزرگ و پشت بغلهای حجرات و نمای روکار هر دو مدرس و همچنین صفّهٔ تحتانی مأذنه سردر همگی آنها با خشت کاشی الوان و منقّش به گل و بوته پوشیده شده و تزیین یافته است.

  • کتیبه‌ها

مدرسهٔ سلطانی دارای هشت کتیبهٔ کاشی خشتی مشتمل بر آیات قرآن است و کتیبهٔ ایوان بزرگ با قصیدهٔ تاریخ بنای مدرسه و یک لوحهٔ سنگی بالای سر در ورودی بدین شرح می‌باشد:

۱ ـ کتیبهٔ هلالی شکل، دهنهٔ طاق جلو ایوان بزرگ: سورهٔ انّا فتحنا

۲ ـ کتیبهٔ اوّل جدار داخلی چهار جانب مقصورهٔ گنبد به خطّ ثلث سفید بر زمینهٔ سورمه‌ای آیات قرآن و در وسط هر یک به خطّ زرد طلایی نوشته شده: السّلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان فتحعلی‌شاه قاجار خلداللّه ملکه و سلطانه.

۳ ـ کتیبهٔ دوم و فوقانی بر ساقهٔ مدوّر سقف گنبد.

۴ و ۵ ـ دو کتیبه بر پیشانی مدرسهای طرف شمالی و جنوبی.

۶ ـ کتیبهٔ بالای صفّه زیر مأذنه.

۷ ـ کتیبهٔ سه طرف داخل همان صفّه.

۸ ـ کتیبهٔ سردر ورودی به مدرسه مشتمل بر سورهٔ «سبح اسم ربک الاعلی»

و آخر آن: «کتبه العبد محمّدتقی بن میرزا محمّد اصفهانی سنهٔ ۱۲۲۶»

امّا مضمون لوحهٔ سنگی زیر کتیبهٔ سردر، که متعلّق به اوایل قرن حاضر می‌باشد از این قرار است:

«این بندهٔ ضعیف امیدوار به فضل و عنایت کردگار حاجی میرزا محمّدرضا مؤتمن‌السّلطنه وزیر شوریٰ کبریٰ که به اقتضای رأی خورشید صفای همایون در این سال ۱۳۰۲ از دربار اعظم مأمور حکومت کاشان گردیده، یک فقره یکهزار و چهارصد و چهل تومان جمع معمول بر فرّاشخانهٔ این ولایت دید که به مأموری مخصوص مرجوع و از قرار ماهی یکصد و بیست تومان اجاره می‌گرفتند. از حاصل جنایات و اتّهامات و جرایم رعایا فراهم شده و همه ساله به دیوان می‌رسید. برای دعای مردم دولت جاوید ارتسام و آسایش عموم رعایای این ولایت از آستان همایون، استدعای بخشیدن این جمع شنیع را نموده، استدعای این بنده مقبول افتاده برای بقای ذکر جمیل بندگان اقدس اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاه جمجاه ظل‌اللّه صاحب قران ناصرالدّین شاه قاجار روحی و ارواح العالمین له الفدا، قدغن کرد که این شرح را در این لوح نقش نمایند و به یادگار گذارند. این مردم فقیر کاشان را همان گذران اهالی فرّاشخانه کافی است. هر کس بعد از این باعث این بدعت شنیع مقاطعه و اجارهٔ فرّاشخانه شود لعنت خدا و انبیاء و اولیاء و ملائکه بر او باد. فمن بدله بعد ماسمعه و انما اثمه علی‌الذین یبدلونه ان اللّه سمیع علیم.

کسی نیک بیند به هر دو سرای که نیکی پسندد به خلق خدای

حرّره الافقر الراجی بعنایته الظاهره و الداعی لدوله القاهره الباهره اقلّ الطلبه رجبعلی قاضی الخراسانی فی شهر ربیع الاوّل ۱۳۰۳ ه‍.ق.»[۴]

  • قصیدهٔ فتحعلی‌خان صبا در تاریخ بنای مدرسهٔ سلطانی
ای ملک زمین نام تو امروز در افواه دانی که چه، پیرایهٔ این بر شده خرگاه
هر ذرّهٔ رقّاص تو آزرم ده مهر هر کرمک شبتاب تو انگشت کش ماه
افلاک به رشکت ز چه از حلقهٔ هر در اجرام به شرمت ز چه از سایهٔ هر چاه
در محفل اندوه تو ماتم زده‌ای عیش در مشکوی بنگاه تو مشکین سلبی گاه
هر شهر تو را ساحت فردوس برین ده هر زال تو را بانوی خرگاه فلک داه
از چرخ حبابی ز غدیر تو برد آب بر زهره ذبابی ز کریج تو زند راه
هر رند خشن‌پوش تو را برد ملوّن هر زال رسن ریس تو را قصر خورنگاه
سلطان دیار ملکت بردهٔ مملوک ضرغام کنام فلکت سخرهٔ روباه
نه بر دل کس از المی غائلهٔ بیم نه بر لب کس از ستمی زمزمهٔ آه
با مور تو دمسازی پیلان دم آهنج با گور تو انبازی شیران دژآگاه
دانی ز چه از داد جهاندار جوانبخت دانی ز چه از عدل شهنشاه فلک گاه
فخر ملکان فتحعلی شاه ملک خوی کامد به شهان از ملک‌العرش شهنشاه
هم آفت رنجش به نکوخواه توان بخش هم واهب جانش به بداندیش روانکاه
زو ملک چنان آمده آباد که هر بوم در کنگر بام ملکی یافته بنگاه
کاشانهٔ کاشان به چنین مدرسه آراست کز عرصهٔ آن حور ز فردوس در اکراه
هر بامی از این منظر میناوش جانبخش هر شامی از این طارم مینوون دلخواه
ادریس به تدریس گرایانش به مدرس برجیس به تعلیم شتابانش به درگاه
نی گر چه به کنجیش یکی حجرهٔ تاریک نی گرچه به بامیش یکی پلّهٔ کوتاه
جز حجلهٔ حوران بهشتیش نه امثال جز پایه اجرام سماویش نه اشباه
از جود جهان داور دریادل باذل از سعی ابوالقاسم فرزانهٔ آگاه
کان آمده از فیض خداوند ملک خوی وین آمده از قرب شهنشاه فلک گاه
این مدرسه پیرایهٔ اتمام پذیرفت واوازهٔ زیباییش افتاد در افواه
چون جست «صبایش» ز خرد مصرع تاریخ
گفتا که «بود مدرسهٔ فتحعلی شاه»[۵]
۱۲۲۵ ه‍.ق

[۱]  همنوا با قدّوسیان، افشین عاطفی، صص۱۷۰‐۲۲۴

[۲]
صص ۴۲۰‐۴۲۴

[۳]
ص ۲۵۹

[۴]
صص ۱۸۰‐۱۸۵

[۵]
دیوان صبا،صص ۴۶۶‐۴۶۷

با تشکر از آقای افشین عاطفی برای این متن زیبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *